فرهنگ و جامعه۳۰ تیر ۱۴۰۵حدود ۳ دقیقهسینا کاظمی

لالایی بیژن مرتضوی برای پناهجویان؛ موسیقی در ستایش انسانیت

بیژن مرتضوی در ویدئوی لالایی برای پناهجویان
رسانه رسمی جام جهانی ۲۰۲۶ فیفا

ویدئوی «لالایی» از بیژن مرتضوی، آهنگساز، نوازنده و خواننده ایرانی، یکی از آن آثار هنری است که تلاش می‌کند از مرز سرگرمی عبور کند و به زبان مشترک درد، مهاجرت و انسانیت برسد. این قطعه که به پناهجویان و آوارگان سراسر جهان تقدیم شده، با ترکیب موسیقی احساسی، تصویرهای واقعی از مهاجران و روایت رنج کسانی که خانه خود را ترک کرده‌اند، پیامی انسانی و جهانی می‌سازد.

بیژن مرتضوی خود یکی از چهره‌های مهم موسیقی ایرانی در خارج از کشور است؛ هنرمندی که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ را ترک کرد و دیگر به وطن بازنگشت. همین تجربه شخصی دوری از سرزمین مادری، به «لالایی» عمقی فراتر از یک قطعه موسیقی می‌دهد. وقتی هنرمندی که سال‌ها طعم مهاجرت، دوری و دلتنگی را چشیده، درباره پناهجویان می‌نوازد و می‌خواند، اثرش فقط یک پیام عمومی نیست؛ بخشی از تجربه زیسته اوست.

در گزارش ‌وایر، «لالایی» به‌عنوان اثری معرفی می‌شود که می‌خواهد توجه عمومی را به رنج میلیون‌ها آواره و پناهجو جلب کند. ویدئو از تصاویر واقعی خانواده‌هایی استفاده می‌کند که از جنگ، سرکوب، فقر یا ناامنی گریخته‌اند؛ کودکانی که در مسیرهای خطرناک مهاجرت، قایق‌ها، اردوگاه‌ها و مرزها دیده می‌شوند. موسیقی آرام و دردناک اثر، در تضاد با خشونت و اضطراب تصاویر قرار می‌گیرد و همین تضاد، پیام انسانی قطعه را پررنگ‌تر می‌کند.

«لالایی» در ظاهر برای آرام کردن است، اما در اینجا آرامش آن تلخ و آگاهانه است. این لالایی برای کودکانی است که خوابشان با ترس، مرز، بی‌خانمانی و انتظار گره خورده؛ برای مادران و پدرانی است که ناچار شده‌اند گذشته، خانه، خانواده و ریشه‌های خود را پشت سر بگذارند. اثر بیژن مرتضوی تلاش می‌کند به مخاطب یادآوری کند که پناهجو فقط یک عدد در گزارش‌های آماری نیست؛ هر پناهجو یک داستان، یک نام، یک خاطره و یک زندگی از دست‌رفته یا در خطر دارد.

اهمیت چنین اثری در این است که هنر می‌تواند جایی صحبت کند که سیاست و رسانه گاهی ناتوان می‌شوند. بحث پناهجویان در بسیاری از کشورها به آمار، امنیت، مرز و قوانین تقلیل پیدا می‌کند، اما موسیقی می‌تواند دوباره چهره انسانی این بحران را نشان دهد. مرتضوی با ویولن، صدا و تصویر، مخاطب را از فاصله امن تماشاگر بیرون می‌آورد و او را با پرسشی اخلاقی روبه‌رو می‌کند: در برابر رنج کسانی که خانه‌ای برای بازگشت ندارند، چه مسئولیتی داریم؟

برای مخاطبان ایرانی، این قطعه معنای دیگری هم دارد. مهاجرت، تبعید، دوری از وطن و حس تعلیق میان گذشته و آینده، تجربه‌ای آشنا برای میلیون‌ها ایرانی است. به همین دلیل، «لالایی» فقط درباره پناهجویان جهان نیست؛ درباره بخش بزرگی از حافظه ایرانیان مهاجر نیز هست. صدای بیژن مرتضوی در این اثر، پلی میان موسیقی، تبعید، همدلی و یادآوری کرامت انسانی می‌سازد.

در نهایت، «لالایی» اثری است که از مخاطب نمی‌خواهد فقط گوش کند؛ از او می‌خواهد ببیند، حس کند و فراموش نکند. در جهانی که بحران‌های انسانی به‌سرعت در چرخه خبرها گم می‌شوند، چنین قطعه‌ای یادآوری می‌کند که هنر هنوز می‌تواند وجدان عمومی را بیدار کند.

لالایی بیژن مرتضوی برای پناهجویان؛ موسیقی در ستایش انسانیت • فرهنگ و جامعه • لالایی بیژن مرتضوی برای پناهجویان؛ موسیقی در ستایش انسانیت • فرهنگ و جامعه •
لالایی بیژن مرتضوی برای پناهجویان؛ موسیقی در ستایش انسانیت • فرهنگ و جامعه • لالایی بیژن مرتضوی برای پناهجویان؛ موسیقی در ستایش انسانیت • فرهنگ و جامعه •
لالایی بیژن مرتضوی برای پناهجویان؛ موسیقی در ستایش انسانیت • فرهنگ و جامعه • لالایی بیژن مرتضوی برای پناهجویان؛ موسیقی در ستایش انسانیت • فرهنگ و جامعه •