گسترش جام جهانی به ۴۸ تیم برای فوتبال خوب است یا بد؟

افزایش تیمهای جام جهانی ۲۰۲۶؛ تصمیمی به سود فوتبال یا آغاز یک چالش تازه؟
##
گسترش جام جهانی ۲۰۲۶ از ۳۲ تیم به ۴۸ تیم یکی از بزرگترین تغییرات تاریخ فوتبال ملی است؛ تغییری که از همان لحظه اعلام، هم با استقبال روبهرو شد و هم با تردید. برای بعضیها، این تصمیم نشانهای از جهانیتر شدن واقعی فوتبال است؛ فرصتی برای اینکه کشورهای بیشتری در بزرگترین صحنه این ورزش دیده شوند. اما برای گروهی دیگر، این افزایش میتواند به معنی افت کیفیت، پیچیدهتر شدن تورنمنت و فشار بیشتر بر بازیکنان باشد. گزارش سوفاسکور هم دقیقاً همین دوگانه را محور بحث خود قرار داده و به این نتیجه رسیده که پاسخ صادقانه به این پرسش، نه کاملاً مثبت است و نه کاملاً منفی؛ بلکه ترکیبی از هر دو است.
بزرگترین استدلال به نفع این گسترش، جهانیتر شدن واقعی جام جهانی است. در ساختار جدید، سهمیههای بیشتری به قارههایی مثل آفریقا، آسیا و آمریکای شمالی میرسد و این یعنی کشورهایی که پیشتر همیشه پشت درهای جام جهانی میماندند، حالا شانس واقعیتری برای حضور پیدا میکنند. این تغییر فقط یک عدد روی کاغذ نیست؛ چون برای کشورهای کوچکتر، صعود به جام جهانی میتواند فوتبال داخلی را دگرگون کند، نسل جدید بازیکنان را الهام بدهد و حتی سرمایهگذاری در زیرساختها را افزایش دهد. به همین دلیل، جام جهانی ۲۰۲۶ از نگاه حامیانش، بیش از هر زمان دیگری شبیه یک رویداد واقعاً جهانی خواهد بود.
نکته مهم دیگر، افزایش تعداد مسابقات از ۶۴ به ۱۰۴ بازی است. این جهش باعث میشود هواداران فوتبال فرصت بیشتری برای دیدن بازیها، داستانهای تازه، شگفتیها و تقابلهای کمتر تکرارشده داشته باشند. در این نگاه، هرچه تعداد بازیها بیشتر شود، احتمال شکلگیری این روایتها هم افزایش پیدا میکند. فوتبال در بهترین حالت خود، ورزشی است که از دل پیشبینیناپذیری زنده میشود و گسترش جام جهانی میتواند این عنصر را تقویت کند.
یکی از جذابترین پیامدهای این ساختار جدید، افزایش شانس تیمهای کمنامتر برای شگفتیسازی است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که تیمهایی مثل مراکش میتوانند در جام جهانی فراتر از انتظار ظاهر شوند و روایت تورنمنت را تغییر دهند. حالا با حضور ۴۸ تیم، این نوع داستانها میتواند بیشتر هم تکرار شود. کشورهایی که پیشتر فقط تا آستانه صعود میرسیدند، حالا فرصت بیشتری برای ورود به مسابقات دارند و وقتی وارد جام جهانی شوند، طبیعتاً شانس آنها برای رسیدن به مراحل بالاتر و حتی شکست دادن قدرتهای سنتی هم بیشتر میشود. از این زاویه، گسترش جام جهانی بهنوعی درهای تاریخسازی را به روی کشورهای بیشتری باز میکند.
با این حال، منتقدان هم استدلالهای جدی دارند. نخستین نگرانی، افت احتمالی کیفیت مسابقات است. هرچه تعداد تیمها بیشتر شود، طبیعی است که فاصله کیفی میان بعضی تیمها هم بیشتر شود و این میتواند به بازیهای یکطرفه یا قابلپیشبینیتر در مرحله گروهی منجر شود. این یکی از اصلیترین انتقادهاست: آیا جام جهانی با حضور تیمهای بیشتر، همچنان همان سطح بالای رقابت را حفظ خواهد کرد؟ بخشی از جذابیت جام جهانی همیشه در این بوده که تقریباً هر بازی، سطحی بالا و فشرده داشته است. اگر فرمت جدید باعث شود بعضی مسابقات کیفیت کمتری پیدا کنند، این نگرانی بیدلیل نخواهد بود.
نگرانی دوم، خستگی بازیکنان است؛ مسئلهای که در فوتبال مدرن هر سال پررنگتر میشود. بازیکنان بزرگ همین حالا هم تقویم فشردهای دارند و با باشگاه و تیم ملی، تعداد زیادی بازی انجام میدهند. در ساختار جدید، تیمهای مدعی میتوانند تا ۸ بازی در یک دوره جام جهانی انجام دهند و این یعنی بار بدنی و ذهنی بازیکنان از گذشته هم بیشتر خواهد شد. وقتی تعداد بازیها بیشتر شود، سؤالهایی مثل افزایش آسیبدیدگی، افت کیفیت فردی و دشواری حفظ اوج آمادگی طبیعیتر از قبل مطرح خواهند شد.
از طرف دیگر، پیچیدگی فرمت هم موضوع مهمی است. جام جهانی قدیمی، برای مخاطب عادی ساختاری ساده و قابلفهم داشت؛ گروهها مشخص بودند، صعودها روشن بود و پیگیری تورنمنت نیاز به محاسبات پیچیده نداشت. اما حالا با ۱۲ گروه و صعود بعضی از تیمهای سوم برتر، فرمت مسابقات برای بخشی از هواداران پیچیدهتر میشود. این ساختار برای هواداران حرفهای ممکن است جذابتر و عمیقتر باشد، اما برای بیننده معمولی، میتواند گیجکننده به نظر برسد. و این دقیقاً یکی از حساسترین نقاط ماجراست، چون جام جهانی همیشه از سادگی و قابلدرک بودن خود هم سود برده است.
در کنار همه اینها، بُعد تجاری تصمیم را هم نمیتوان نادیده گرفت. گسترش جام جهانی به ۴۸ تیم، بهوضوح از نظر مالی برای فیفا منطقی است. تعداد بیشتر تیمها و بازیها به معنی حق پخش بیشتر، اسپانسرهای بیشتر و مخاطب جهانی گستردهتر است. این پرسش مطرح میشود که آیا این تصمیم واقعاً برای رشد فوتبال گرفته شده یا برای رشد درآمد؟ این یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای فرمت جدید است. از یک سو، نمیتوان منکر شد که پول بیشتر میتواند به توسعه فوتبال در جهان کمک کند، اما از سوی دیگر، اگر محرک اصلی فقط درآمد باشد، بعضی از نگرانیهای منتقدان جدیتر به نظر میرسد.
در نهایت، آنچه جام جهانی ۲۰۲۶ را خاص میکند، دقیقاً همین تضادهاست. از یک طرف، فوتبال واقعاً جهانیتر میشود، کشورهای بیشتری دیده میشوند، داستانهای تازهتری شکل میگیرد و هواداران بیشتری در تجربه جام جهانی سهیم میشوند. از طرف دیگر، خطر افت کیفیت، خستگی بازیکنان، پیچیدگی فرمت و غلبه منطق تجاری هم وجود دارد. به همین دلیل، بهترین پاسخ شاید این باشد که گسترش جام جهانی نه یک تصمیم کاملاً درست است و نه یک اشتباه کامل؛ بلکه تحولی بزرگ با فرصتها و ریسکهای همزمان است.
برای کسانی که تحلیل ساختار جام جهانی، بررسی آینده فوتبال ملی، مطالعه اثرات گسترش تورنمنتها و پیشبینی مسیر رقابتهای بینالمللی را دنبال میکنند، این بحث یکی از مهمترین موضوعات پیش از شروع مسابقات است. چون جام جهانی ۲۰۲۶ فقط درباره این نیست که چه کسی قهرمان میشود؛ بلکه درباره این هم هست که فوتبال جهانی قرار است از اینجا به بعد چه شکلی پیدا کند.