متن اصلی آرشیو

جام جهانی زنان فیفا 2011

جام جهانی مردان 2014؛ قهرمانی ، فینال تلخ و 7-1 تاریخی

جام جهانی مردان 2014 با قهرمانی به پایان رسید؛ تورنمنتی که از 12 ژوئن تا 13 ژوئیه 2014 در برگزار شد، 32 تیم در 64 بازی به میدان رفتند و مجموعاً 171 گل به ثمر رسید؛ آماری که در آن زمان رکورد مشترک تاریخ جام جهانی بود. در فینال هم آلمان با گل وقت اضافه ماریو گوتسه، را 1 بر 0 شکست داد و برای چهارمین بار قهرمان جهان شد.

این قهرمانی فقط یک جام دیگر برای نبود. در مرور 10 سالگی آن فینال یادآوری کرده که آلمان با این برد، نخستین تیم اروپایی شد که جام جهانی را در خاک آمریکای جنوبی فتح می‌کند. به همین دلیل، 2014 در تاریخ فوتبال فقط با یک قهرمان به یاد نمی‌آید، بلکه با یک نقطه عطف تاریخی هم شناخته می‌شود.

چرا این‌قدر ماندگار شد؟

2014 ترکیبی از همه چیز بود: میزبانِ پرافتخار، فشار عظیم رسانه‌ای، فروپاشی مدافع عنوان، تولد ستاره‌های تازه، رکوردشکنی‌های فردی و یکی از شوکه‌کننده‌ترین نیمه‌نهایی‌های تاریخ فوتبال. این دوره را تورنمنتی با 171 گل، 12 ورزشگاه و چند مسابقه ماندگار مثل ـ ، برزیل ـ آلمان و ـ معرفی کرده است.

یکی از ویژگی‌های مهم این جام، تغییر فضای قدرت در همان روزهای ابتدایی بود. که به عنوان قهرمان جهان وارد مسابقات شده بود، در اولین بازی 5 بر 1 از شکست خورد؛ نتیجه‌ای که آن را پایان عصر طلایی لاروخا و یکی از شوک‌های بزرگ تاریخ جام جهانی توصیف کرده است.

مرحله گروهی؛ جایی که شکل واقعی خودش را نشان داد

مرحله گروهی از همان ابتدا پرحادثه بود. را درهم کوبید، کاستاریکا از «گروه مرگ» بالا آمد، و انگلیس حذف شدند و با جیمز رودریگس درخشید. بعداً درباره گروه کاستاریکا یادآوری کرد که این تیم در گروهی با حضور سه قهرمان سابق جهان یعنی ، ایتالیا و انگلیس صدرنشین شد و بهترین عملکرد تاریخ خودش را در جام جهانی ساخت.

برد 5 بر 1 مقابل فقط یک نتیجه عجیب نبود؛ یک تغییر نمادین بود. هلند که چهار سال قبل فینال 2010 را به اسپانیا باخته بود، با نمایشی درخشان و با گل ماندگار پروازگونه رابین فن‌پرسی، انتقام گرفت و به همه فهماند که قرار نیست از منطق نام‌ها تبعیت کند.

در همان مرحله، کاستاریکا یکی از بهترین داستان‌های کل تورنمنت را نوشت. این تیم ابتدا را 3 بر 1 شکست داد، سپس را 1 بر 0 برد و خیلی زود صعودش را قطعی کرد؛ اتفاقی که برای بسیاری از ناظران غیرمنتظره بود و یکی از جذاب‌ترین روایت‌های 2014 را ساخت.

هم با جیمز رودریگس به یکی از چهره‌های اصلی جام تبدیل شد. ثبت کرده که او با 6 گل کفش طلای مسابقات را برد و نیمی از گل‌های کلمبیا را در آن تورنمنت زد؛ مسیری که به بهترین نتیجه تاریخ کلمبیا در جام جهانی، یعنی رسیدن به یک‌چهارم نهایی، منتهی شد.

در مرحله گروهی؛ تیمی که کم‌کم شبیه قهرمان شد

مرحله گروهی را با اقتدار آغاز کرد. تیم یوآخیم لوو در بازی اول را 4 بر 0 برد و از همان ابتدا نشان داد که هم از نظر کیفیت فردی و هم از نظر انسجام تیمی، یکی از آماده‌ترین تیم‌های مسابقات است. بعدتر هم تساوی برابر و برد مقابل کافی بود تا آلمان به عنوان صدرنشین گروه بالا برود.

در همین تورنمنت، میروسلاو کلوزه هم رکوردی تاریخی ثبت کرد. او در نیمه‌نهایی برابر گل زد و با رسیدن به گل شماره 16 خود در تاریخ جام جهانی، از رکورد رونالدوی برزیلی عبور کرد و به تنهایی بهترین گلزن تاریخ این رقابت‌ها شد. این لحظه را یکی از «100 لحظه بزرگ تاریخ جام جهانی» معرفی کرده است.

؛ میزبان بزرگی که تا نیمه‌نهایی ایستاد، اما فرو ریخت

در خانه با فشار سنگینی وارد جام شد. این تیم از گروهش بالا آمد، در یک‌هشتم نهایی پس از تساوی 1-1 با شیلی در ضربات پنالتی صعود کرد و سپس در یک‌چهارم نهایی را 2 بر 1 برد. اما همان بازی، بهای بزرگی برای میزبان داشت: پس از ضربه زانو به کمرش از زمین خارج شد و گزارش داد که شکستگی مهره، جام را برای او تمام کرد.

غیبت و محرومیت تیاگو سیلوا، را درست پیش از بازی با در نیمه‌نهایی به شدت آسیب‌پذیر کرد. در بازخوانی آن مسابقه یادآوری کرده که جانشینان این دو ستاره هم نتوانستند خلأ را پر کنند و همین زمینه‌ساز یکی از باورنکردنی‌ترین فروپاشی‌های تاریخ فوتبال شد.

نیمه‌نهایی و ؛ 7-1 که هنوز هم باورش سخت است

شکست 7 بر 1 مقابل فقط یک نتیجه سنگین نبود؛ یک شوک جهانی بود. این مسابقه را یکی از بزرگ‌ترین لحظات تاریخ جام جهانی می‌داند و تأکید می‌کند که 76 سال از آخرین برد شش‌گله در مراحل حذفی گذشته بود تا آلمان برزیل را در هم کوبید.

عجیب‌ترین بخش ماجرا، سرعت فروپاشی بود. بین دقایق 11 تا 29 پنج گل زد و بازی‌ای را که قرار بود رقابتی و احساسی باشد، خیلی زود به یک کابوس ملی برای میزبان تبدیل کرد. همان مسابقه، هم رکورد کلوزه را ثبت کرد و هم اصطلاح «Mineirazo» را وارد حافظه تاریخی فوتبال کرد.

اگر ـ را بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: آن بازی فقط یک نیمه‌نهایی نبود، بلکه لحظه‌ای بود که کل منطق احساسات جام جهانی زیر و رو شد. تیمی که قرار بود با حمایت تماشاگرانش به فینال برسد، در خانه تحقیر شد و آلمان با اعتمادبه‌نفسی بی‌سابقه به بازی نهایی رسید.

؛ تیمی که تا آستانه جام رفت

در سوی دیگر جدول، مسیر متفاوتی داشت. تیم آلخاندرو سابیا بیشتر از آنکه پرگل و نمایشی باشد، منظم، بسته و نتیجه‌گرا بود. درباره عملکرد در آن تورنمنت نوشته که او معمار گل آنخل دی‌ماریا مقابل بود، در برد 1 بر 0 برابر نقش محوری داشت و سپس آرژانتین بعد از تساوی بدون گل با ، در ضربات پنالتی به فینال رسید.

همین مسیر بود که باعث شد مسی در پایان مسابقات توپ طلای جام را بگیرد. هرچند قهرمان نشد، اما رسیدن به فینال پس از 24 سال و حضور مسی در مرکز این روایت، یکی از مهم‌ترین داستان‌های احساسی 2014 بود.

فینال؛ 0

فینال در ماراکانا برگزار شد؛ مسابقه‌ای پرفشار، نزدیک و کم‌گل که تا وقت اضافه ادامه پیدا کرد. تأیید می‌کند که ماریو گوتسه در دقیقه 113 گل پیروزی را زد و همین تک‌گل، قهرمانی چهارم را قطعی کرد.

این فینال برخلاف نیمه‌نهایی دیوانه‌وار و ، مسابقه‌ای بسته‌تر و عصبی‌تر بود. هم موقعیت‌های مهمی داشت و چند بار تا آستانه گل رفت، اما در نهایت آلمان در مهم‌ترین لحظه، بی‌رحم‌تر و دقیق‌تر بود. در مرور آن بازی از گل گوتسه به عنوان «گل مشهور وقت اضافه» یاد می‌کند؛ گلی که یک نسل آلمانی را جاودانه کرد.

از نظر تاریخی هم این قهرمانی وزن زیادی داشت. با این برد به چهارمین جام جهانی خود رسید و نام نسل نویر، لام، شواین‌اشتایگر، مولر، کروس و گوتسه را در ردیف نسل‌های قهرمان فوتبال جهان ثبت کرد.

بهترین بازیکنان و جوایز فردی

در پایان مسابقات، توپ طلای جام را گرفت، توماس مولر توپ نقره‌ای را برد و آرین روبن توپ برنز را به دست آورد. جیمز رودریگس کفش طلا را برد، مانوئل نویر دستکش طلایی را گرفت و پل پوگبا به عنوان بهترین بازیکن جوان معرفی شد. همین فهرست را در صفحه رسمی جوایز بازیکنان 2014 منتشر کرده است.

از میان این جوایز، شاید جالب‌ترین تضاد این بود که قهرمان نهایی بود، اما توپ طلا به مسی رسید. این انتخاب نشان می‌داد که هم‌زمان دو روایت را در خود داشت: موفقیت تیمی کامل آلمان و درخشش فردی بازیکنانی مثل مسی و جیمز رودریگس.

، رکوردها و لحظات ماندگار

با 171 گل به پایان رسید؛ آماری که بعدها هم بارها به آن اشاره کرد، چون تا پیش از 2022، رکورد مشترک بیشترین گل در یک دوره جام جهانی بود. این یعنی 2014 فقط از نظر داستانی جذاب نبود، از نظر خروجی هجومی هم یکی از پرگل‌ترین جام‌های تاریخ به شمار می‌رفت.

گل مسابقات هم به جیمز رودریگس رسید. بارها تأکید کرده که والی فوق‌العاده او مقابل ، هم جایزه گل تورنمنت را گرفت و هم بعدها جایزه پوشکاش را به همراه آورد. آن گل یکی از مهم‌ترین نمادهای بصری شد.

چرا قهرمان شد؟

قهرمان شد چون کامل‌ترین تیم تورنمنت بود. آن‌ها هم در گروهی سخت دوام آوردند، هم در مراحل حذفی انعطاف داشتند، هم گل‌های زیادی زدند و هم در دو بازی آخر، دو چهره کاملاً متفاوت از خودشان نشان دادند: یک‌بار 7 گل به زدند و یک‌بار با صبر و انضباط، فینال بسته مقابل را بردند. همین توانایی در بردن به دو شکل کاملاً متفاوت، از آلمان یک قهرمان واقعی ساخت.

علاوه بر این، تیم یوآخیم لوو در لحظه‌های کلیدی بازیکنان تعیین‌کننده داشت: نویر در دروازه، کروس و شواین‌اشتایگر در میانه میدان، مولر و کلوزه در خط حمله و گوتسه به عنوان ناجی فینال. در آمار قهرمانی هم به این چندلایگی تیمی اشاره می‌کند؛ اینکه این قهرمانی فقط محصول یک ستاره نبود، بلکه نتیجه یک ساختار کامل بود.

جمع‌بندی

جام جهانی مردان 2014 با قهرمانی به پایان رسید، اما در حافظه فوتبال فقط با یک جام به یاد نمی‌آید. این تورنمنت هم پایان عصر را داشت، هم اوج‌گیری جیمز رودریگس، هم صعود تاریخی کاستاریکا، هم مسیر احساسی تا فینال، هم مصدومیت تلخ ، هم رکوردشکنی کلوزه و هم شکست فراموش‌نشدنی 7 بر 1 . در نهایت، آلمان با گلی در وقت اضافه و با نسلی درخشان، چهارمین ستاره‌اش را گرفت و یکی از ماندگارترین دوره‌های تاریخ جام جهانی را به نام خود ثبت کرد.

نسخه بعدی را می‌توانم برای jaamjahani.com به شکل کاملاً سئو شده هم آماده کنم؛ با عنوان سئو، متا دیسکریپشن، اسلاگ و FAQ.

جام جهانی زنان 2011 با قهرمانی به پایان رسید.

دارم نسخه کامل جام جهانی زنان ۲۰۱۱ را از منابع رسمی درمی‌آورم؛ تمرکز را می‌گذارم روی قهرمانی تاریخی ، مسیر این تیم تا فینال، شکست در ضربات پنالتی و اتفاقات مهم ۲۰۱۱.

Thought for 3m 37s
جام جهانی زنان 2011؛ قهرمانی تاریخی و یکی از دراماتیک‌ترین فینال‌های تاریخ فوتبال

جام جهانی زنان 2011 با قهرمانی به پایان رسید؛ تورنمنتی که از 26 ژوئن 2011 در آغاز شد و در 17 ژوئیه با پیروزی ژاپن برابر در فینال به پایان رسید. این دوره با حضور 16 تیم برگزار شد و از نظر اثرگذاری هم بسیار مهم بود: حدود 800 هزار نفر در ورزشگاه‌ها حاضر شدند و میانگین تماشاگر هر بازی حدود 26 هزار نفر بود. مهم‌تر از همه، ژاپن با این قهرمانی به نخستین تیم آسیایی در سطح بزرگسالان تبدیل شد که جام جهانی زنان را فتح می‌کند.

این قهرمانی فقط یک موفقیت فوتبالی نبود؛ برای معنایی فراتر از ورزش داشت. بعدها بارها به این نکته اشاره کرد که موفقیت نادشیکو ژاپن، چند ماه پس از یک فاجعه ملی بزرگ، به نمادی از تاب‌آوری و همبستگی تبدیل شد و روحیه‌ای تازه به کشور داد. به همین دلیل، وقتی از جام جهانی زنان 2011 حرف می‌زنیم، فقط درباره یک قهرمان غیرمنتظره صحبت نمی‌کنیم؛ درباره تیمی حرف می‌زنیم که در اوج فشار عاطفی و اجتماعی، به یک ملت امید داد.

چرا جام جهانی زنان 2011 این‌قدر مهم بود؟

2011 یکی از دوره‌هایی بود که مرز میان فوتبال قدرتمند سنتی و فوتبال شگفتی‌ساز را جابه‌جا کرد. و آلمان همچنان قدرت‌های اصلی به شمار می‌رفتند، اما این جام نشان داد که نظم، شخصیت و باور تیمی می‌تواند تاریخ را عوض کند. پیش از این مسابقات هرگز به نیمه‌نهایی جام جهانی زنان نرسیده بود و حتی یادآوری کرده که این تیم پیش از آن تورنمنت فقط سه پیروزی در 16 بازی قبلی خود در جام جهانی زنان داشت. همین باعث شد قهرمانی آن‌ها یکی از غیرمنتظره‌ترین قهرمانی‌های تاریخ این رقابت‌ها لقب بگیرد.

از طرف دیگر، این جام برای فوتبال زنان اروپا هم مهم بود. برای نخستین بار تا نیمه‌نهایی بالا آمد و میزبان و مدافع عنوان، تا پیش از بازی با همچنان یکی از اصلی‌ترین مدعیان قهرمانی بود. به این ترتیب، جام جهانی زنان 2011 فقط به خاطر فینال مشهورش بزرگ نشد؛ از مرحله گروهی تا بازی آخر، پر از جابه‌جایی در سلسله‌مراتب قدرت بود.

مرحله گروهی؛ از همان ابتدا بوی قهرمانی نمی‌داد

یکی از جذابیت‌های داستان این است که این تیم از همان روز اول شبیه یک قهرمان بی‌رقیب نبود. در آخرین بازی مرحله گروهی، ژاپن 2 بر 0 به انگلیس باخت؛ نتیجه‌ای که نشان می‌داد نادشیکو تیم خوبی است، اما هنوز در ذهن بسیاری، مدعی اول نیست. همان روز، نتایج گروه‌ها باعث شد مسیر یک‌چهارم نهایی شکل بگیرد و بازی و ژاپن قطعی شود؛ مسابقه‌ای که بعداً سرنوشت کل تورنمنت را تغییر داد.

در آن مقطع، خیلی‌ها بیشتر روی قدرت‌های سنتی تمرکز داشتند. هنوز از نظر کیفیت فردی و سابقه، تیمی بسیار پرنفوذ بود. هم میزبان و قهرمان دو دوره قبلی بود و از حمایت کامل ورزشگاه‌ها بهره می‌برد. در چنین فضایی، بیشتر به عنوان تیمی منظم و سختکوش دیده می‌شد، نه تیمی که قرار است قهرمان جهان شود. همین شکاف میان انتظار و واقعیت، بعدها قهرمانی آن‌ها را حتی بزرگ‌تر کرد.

یک‌چهارم نهایی؛ جایی که میزبان و مدافع عنوان را حذف کرد

نقطه عطف اصلی تورنمنت برای در یک‌چهارم نهایی رقم خورد؛ جایی که این تیم برابر قرار گرفت. آلمان نه‌تنها میزبان بود، بلکه مدافع عنوان هم بود و با فشار تماشاگران، تجربه بالا و کیفیت فردی بیشتر، شانس اول صعود به حساب می‌آمد. اما بازی پس از 90 دقیقه بدون گل به وقت اضافه رفت و کارینا مارویاما در وقت اضافه گل زد تا ژاپن یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌های تورنمنت را خلق کند. بعداً این گل را همان ضربه‌ای دانست که آلمان را حذف کرد و ژاپن را در مسیر فتح جام قرار داد.

اهمیت این پیروزی فقط در حذف نبود. این همان لحظه‌ای بود که نگاه جهان فوتبال به عوض شد. دیگر کسی نمی‌توانست نادشیکو را صرفاً تیمی منظم یا احساسی بداند. تیم ژاپن حالا قهرمان میزبان را کنار زده بود و این یعنی برای رفتن تا آخرین بازی، هم کیفیت فنی دارد و هم شجاعت ذهنی. بعدها در بازخوانی این مسیر نوشت که ژاپن با شکست آلمان، سپس و در نهایت ، یک مسیر واقعاً تاریخی را کامل کرد.

نیمه‌نهایی؛ با اقتدار از گذشت

اگر برد برابر شگفتی بزرگ بود، پیروزی 3 بر 1 مقابل در نیمه‌نهایی، اثبات قدرت واقعی این تیم بود. در مرورهای بعدی بارها به این نتیجه اشاره کرده و تأکید داشته که ژاپن بعد از حذف آلمان، با یک برد قاطع دیگر وارد فینال شد. این یعنی نادشیکو فقط با یک شوک یا یک بازی خاص بالا نیامد؛ آن‌ها در نیمه‌نهایی هم نشان دادند تیمی کامل، آرام و آماده برای بازی‌های بزرگ هستند.

این برد از یک جهت دیگر هم مهم بود: برای نخستین بار به فینال جام جهانی زنان رسید. تا پیش از آن، سقف تاریخی این تیم پایین‌تر بود و حتی رسیدن به جمع چهار تیم آخر هم یک دستاورد تازه محسوب می‌شد. حالا اما نادشیکو فقط فینالیست نشده بود؛ فینالیست شده بود بعد از حذف میزبان و مدافع عنوان و سپس برد روشن در نیمه‌نهایی. این دیگر داستان یک شگفتی لحظه‌ای نبود؛ داستان یک تیم بالغ بود که داشت خودش را به دنیا تحمیل می‌کرد.

مسیر ؛ از یکی از بزرگ‌ترین بازی‌های تاریخ تا فینال

در آن سوی جدول، مسیر خودش را با درام کمتر از طی نکرد. مهم‌ترین بازی آمریکا در یک‌چهارم نهایی برابر بود؛ مسابقه‌ای که هنوز هم یکی از بازی‌های کلاسیک تاریخ جام جهانی زنان به حساب می‌آید. در بازخوانی آن مسابقه نوشته که ابی ومبک در دقیقه 120+2 با یک ضربه سر تماشایی بازی را 2-2 کرد و آمریکا را به ضربات پنالتی رساند؛ جایی که تیم آمریکا 5 بر 3 برنده شد. همین گل بعدها در نظرسنجی 2015 به عنوان بهترین گل تاریخ جام جهانی زنان انتخاب شد.

بعد از آن، در نیمه‌نهایی را 3 بر 1 شکست داد و به فینال رسید. برای فرانسه، همین رسیدن به نیمه‌نهایی تاریخی بود، اما آمریکا هنوز تیمی بود که در لحظه‌های بزرگ بازیکنان تعیین‌کننده بیشتری داشت. به این ترتیب، فینال 2011 به یک تقابل بسیار بزرگ تبدیل شد: آمریکا با تجربه و ستاره‌های بزرگش در برابر ژاپنی که با شگفتی، شخصیت و انضباط تا بازی آخر رسیده بود.

فینال؛ یکی از بهترین و احساسی‌ترین فینال‌های تاریخ فوتبال زنان

فینال در فرانکفورت برگزار شد و هنوز هم یکی از دراماتیک‌ترین فینال‌های تاریخ جام جهانی زنان به شمار می‌آید. دو بار از پیش افتاد، اما ژاپن هر دو بار برگشت. در مرور رسمی این بازی نوشته که ژاپن با وجود عقب افتادن در دو نوبت، در نهایت با اعصاب آرام‌تر در ضربات پنالتی پیروز شد و نخستین عنوان جهانی خود را گرفت. نتیجه بازی پس از 120 دقیقه 2 بر 2 بود و ژاپن در ضربات پنالتی 3 بر 1 برنده شد.

الکس مورگان با کمی بیش از 20 دقیقه مانده به پایان وقت قانونی، را پیش انداخت. سپس آیا میاما بازی را مساوی کرد و فینال را وارد مرحله‌ای تازه از تنش و هیجان کرد. در وقت اضافه، ابی ومبک دوباره آمریکا را جلو انداخت، اما این بار هم تسلیم نشد و هوماره ساوا در دقیقه 117 با یک ضربه پاشنه تماشایی بازی را دوباره مساوی کرد؛ گلی که به گفته هم زیبا بود و هم سرنوشت‌ساز، چون بازی را به ضربات پنالتی برد.

سپس نوبت به ضربات پنالتی رسید؛ جایی که همه‌چیز به سود چرخید. یادآوری کرده که سه پنالتی اولش را از دست داد؛ آیومی کایهوری دو مهار مهم داشت و ساکی کومگای با یک ضربه قاطع، پنالتی قهرمانی را تبدیل به گل کرد. همین لحظه بود که ژاپن قهرمان جهان شد و یکی از ماندگارترین صحنه‌های تاریخ فوتبال زنان ساخته شد.

هوماره ساوا؛ چهره اصلی جام جهانی زنان 2011

اگر بخواهیم فقط یک بازیکن را به عنوان نماد 2011 انتخاب کنیم، بدون تردید باید از هوماره ساوا نام ببریم. تأکید کرده که او با پنج گل، هم کفش طلای مسابقات را برد و هم توپ طلای بهترین بازیکن تورنمنت را گرفت. در واقع، ساوا نه‌تنها کاپیتان بود، بلکه از نظر فنی و ذهنی هم مرکز ثقل این تیم به شمار می‌رفت. گل دقیقه 117 او در فینال هم به یکی از نمادهای جاودانه جام جهانی زنان تبدیل شد.

در بازخوانی‌های بعدی، بارها نوشته که ساوا در مسیر قهرمانی نقشی بی‌بدیل داشت. او فقط گلزن نبود؛ رهبر، آرام‌کننده و نقطه اتکای تیم بود. این‌که یک کاپیتان، هم بهترین بازیکن مسابقات شود و هم کفش طلا را بگیرد، به‌خوبی توضیح می‌دهد چرا جام جهانی زنان 2011 این‌قدر با نام هوماره ساوا گره خورده است.

جوایز فردی و افتخارات مهم تورنمنت

در پایان مسابقات، هوماره ساوا توپ طلایی و کفش طلای تورنمنت را گرفت و هوپ سولو از هم برنده دستکش طلایی شد. همچنین بعدها یادآوری کرد که پس از این قهرمانی، در مراسم توپ طلای سال 2011 هم موفقیت بزرگی داشت: ساوا به عنوان بهترین بازیکن سال فوتبال زنان انتخاب شد، نوریو ساساکی بهترین مربی شد و ژاپن جایزه فیرپلی را هم گرفت. این نشان می‌دهد قهرمانی ژاپن فقط یک انفجار کوتاه‌مدت نبود؛ اثری عمیق و جهانی داشت.

در سوی دیگر، با وجود شکست در فینال، چهره‌های بزرگی مثل ابی ومبک و هوپ سولو را در قلب داستان داشت. ومبک بعدها توپ نقره‌ای مسابقات را گرفت و گلش به برای همیشه در حافظه فوتبال باقی ماند. این یکی از ویژگی‌های 2011 بود: تورنمنتی که حتی بازنده‌های بزرگش هم لحظه‌های فراموش‌نشدنی ساختند.

چرا قهرمان شد؟

قهرمان شد چون در مهم‌ترین لحظه‌ها آرام‌تر از همه بود. این تیم شاید از نظر فیزیکی یا شهرت فردی، در حد و دیده نمی‌شد، اما در طول تورنمنت چیزی داشت که کمتر تیمی به آن سطح رسانده بود: وضوح ذهنی. در برابر آلمان، تحت فشار نترسید. در برابر ، با اعتمادبه‌نفس بازی کرد. و در فینال، دو بار از عقب برگشت. این کیفیت روانی، به‌ویژه در جام‌های جهانی، گاهی از هر چیز دیگری مهم‌تر است.

همچنین تیمی بود که کاملاً جمعی بازی می‌کرد. ستاره اصلی‌اش ساوا بود، اما قهرمانی فقط کار او نبود. آیا میاما گل بازگشت را زد، مارویاما در برابر مسیر تاریخ را عوض کرد، کایهوری در ضربات پنالتی تعیین‌کننده بود و کومگای ضربه نهایی را زد. وقتی یک تیم در هر مرحله یک قهرمان تازه رو می‌کند، یعنی فقط متکی به یک نام نیست؛ یعنی ساختار واقعی قهرمانی دارد.

میراث واقعی جام جهانی زنان 2011

میراث 2011 فقط این نیست که قهرمان شد. این تورنمنت در رشد فوتبال زنان هم نقش بزرگی داشت. یک سال بعد گزارش داد که آلمان 2011 با 800 هزار تماشاگر، 17 میلیون بیننده تلویزیونی فقط برای بازی آلمان و ژاپن در آلمان، و حضور حدود 3 هزار خبرنگار، اثری فراتر از خود مسابقات گذاشت. فیفا همچنین نوشت که پس از قهرمانی ژاپن، علاقه به فوتبال زنان در این کشور به‌طور محسوسی افزایش یافت و مسابقات باشگاهی زنان هم توجه بیشتری گرفتند.

به همین دلیل، جام جهانی زنان 2011 را باید یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ این مسابقات دانست. این دوره فقط یک فینال جذاب نداشت؛ یک قهرمان متفاوت ساخت، یک ملت را تحت تأثیر قرار داد، به فوتبال زنان آسیایی اعتباری تازه بخشید و یکی از آن داستان‌هایی را ساخت که سال‌ها بعد هنوز هم درباره‌اش حرف زده می‌شود. در 2011 فقط جام نبرد؛ معنای تازه‌ای به واژه قهرمانی داد

آمار 2011

برنده

ژاپن

مجموع گل‌ها

86

تماشاگران

نامشخص

میزبان

Germany

ورزشگاه‌های میزبان

9

مسابقات به‌پایان‌رسیده

32