جام جهانی زنان فیفا 2011
جام جهانی مردان فیفا 2014؛ قهرمانی آلمان، فینال تلخ آرژانتین و 7-1 تاریخی برزیل
جام جهانی مردان فیفا 2014 با قهرمانی آلمان به پایان رسید؛ تورنمنتی که از 12 ژوئن تا 13 ژوئیه 2014 در برزیل برگزار شد، 32 تیم در 64 بازی به میدان رفتند و مجموعاً 171 گل به ثمر رسید؛ آماری که در آن زمان رکورد مشترک تاریخ جام جهانی بود. در فینال هم آلمان با گل وقت اضافه ماریو گوتسه، آرژانتین را 1 بر 0 شکست داد و برای چهارمین بار قهرمان جهان شد.
این قهرمانی فقط یک جام دیگر برای آلمان نبود. فیفا در مرور 10 سالگی آن فینال یادآوری کرده که آلمان با این برد، نخستین تیم اروپایی شد که جام جهانی را در خاک آمریکای جنوبی فتح میکند. به همین دلیل، برزیل 2014 در تاریخ فوتبال فقط با یک قهرمان به یاد نمیآید، بلکه با یک نقطه عطف تاریخی هم شناخته میشود.
چرا جام جهانی 2014 اینقدر ماندگار شد؟
برزیل 2014 ترکیبی از همه چیز بود: میزبانِ پرافتخار، فشار عظیم رسانهای، فروپاشی مدافع عنوان، تولد ستارههای تازه، رکوردشکنیهای فردی و یکی از شوکهکنندهترین نیمهنهاییهای تاریخ فوتبال. فیفا این دوره را تورنمنتی با 171 گل، 12 ورزشگاه و چند مسابقه ماندگار مثل آلمان ـ آرژانتین، برزیل ـ آلمان و اسپانیا ـ هلند معرفی کرده است.
یکی از ویژگیهای مهم این جام، تغییر فضای قدرت در همان روزهای ابتدایی بود. اسپانیا که به عنوان قهرمان جهان وارد مسابقات شده بود، در اولین بازی 5 بر 1 از هلند شکست خورد؛ نتیجهای که فیفا آن را پایان عصر طلایی لاروخا و یکی از شوکهای بزرگ تاریخ جام جهانی توصیف کرده است.
مرحله گروهی؛ جایی که جام جهانی 2014 شکل واقعی خودش را نشان داد
مرحله گروهی از همان ابتدا پرحادثه بود. هلند اسپانیا را درهم کوبید، کاستاریکا از «گروه مرگ» بالا آمد، ایتالیا و انگلیس حذف شدند و کلمبیا با جیمز رودریگس درخشید. فیفا بعداً درباره گروه کاستاریکا یادآوری کرد که این تیم در گروهی با حضور سه قهرمان سابق جهان یعنی اروگوئه، ایتالیا و انگلیس صدرنشین شد و بهترین عملکرد تاریخ خودش را در جام جهانی ساخت.
برد 5 بر 1 هلند مقابل اسپانیا فقط یک نتیجه عجیب نبود؛ یک تغییر نمادین بود. هلند که چهار سال قبل فینال 2010 را به اسپانیا باخته بود، با نمایشی درخشان و با گل ماندگار پروازگونه رابین فنپرسی، انتقام گرفت و به همه فهماند که جام جهانی 2014 قرار نیست از منطق نامها تبعیت کند.
در همان مرحله، کاستاریکا یکی از بهترین داستانهای کل تورنمنت را نوشت. این تیم ابتدا اروگوئه را 3 بر 1 شکست داد، سپس ایتالیا را 1 بر 0 برد و خیلی زود صعودش را قطعی کرد؛ اتفاقی که برای بسیاری از ناظران غیرمنتظره بود و یکی از جذابترین روایتهای برزیل 2014 را ساخت.
کلمبیا هم با جیمز رودریگس به یکی از چهرههای اصلی جام تبدیل شد. فیفا ثبت کرده که او با 6 گل کفش طلای مسابقات را برد و نیمی از گلهای کلمبیا را در آن تورنمنت زد؛ مسیری که به بهترین نتیجه تاریخ کلمبیا در جام جهانی، یعنی رسیدن به یکچهارم نهایی، منتهی شد.
آلمان در مرحله گروهی؛ تیمی که کمکم شبیه قهرمان شد
آلمان مرحله گروهی را با اقتدار آغاز کرد. تیم یوآخیم لوو در بازی اول پرتغال را 4 بر 0 برد و از همان ابتدا نشان داد که هم از نظر کیفیت فردی و هم از نظر انسجام تیمی، یکی از آمادهترین تیمهای مسابقات است. بعدتر هم تساوی برابر غنا و برد مقابل آمریکا کافی بود تا آلمان به عنوان صدرنشین گروه بالا برود.
در همین تورنمنت، میروسلاو کلوزه هم رکوردی تاریخی ثبت کرد. او در نیمهنهایی برابر برزیل گل زد و با رسیدن به گل شماره 16 خود در تاریخ جام جهانی، از رکورد رونالدوی برزیلی عبور کرد و به تنهایی بهترین گلزن تاریخ این رقابتها شد. فیفا این لحظه را یکی از «100 لحظه بزرگ تاریخ جام جهانی» معرفی کرده است.
برزیل؛ میزبان بزرگی که تا نیمهنهایی ایستاد، اما فرو ریخت
برزیل در خانه با فشار سنگینی وارد جام شد. این تیم از گروهش بالا آمد، در یکهشتم نهایی پس از تساوی 1-1 با شیلی در ضربات پنالتی صعود کرد و سپس در یکچهارم نهایی کلمبیا را 2 بر 1 برد. اما همان بازی، بهای بزرگی برای میزبان داشت: نیمار پس از ضربه زانو به کمرش از زمین خارج شد و فیفا گزارش داد که شکستگی مهره، جام را برای او تمام کرد.
غیبت نیمار و محرومیت تیاگو سیلوا، برزیل را درست پیش از بازی با آلمان در نیمهنهایی به شدت آسیبپذیر کرد. فیفا در بازخوانی آن مسابقه یادآوری کرده که جانشینان این دو ستاره هم نتوانستند خلأ را پر کنند و همین زمینهساز یکی از باورنکردنیترین فروپاشیهای تاریخ فوتبال شد.
نیمهنهایی آلمان و برزیل؛ 7-1 که هنوز هم باورش سخت است
شکست 7 بر 1 برزیل مقابل آلمان فقط یک نتیجه سنگین نبود؛ یک شوک جهانی بود. فیفا این مسابقه را یکی از بزرگترین لحظات تاریخ جام جهانی میداند و تأکید میکند که 76 سال از آخرین برد ششگله در مراحل حذفی گذشته بود تا آلمان برزیل را در هم کوبید.
عجیبترین بخش ماجرا، سرعت فروپاشی برزیل بود. آلمان بین دقایق 11 تا 29 پنج گل زد و بازیای را که قرار بود رقابتی و احساسی باشد، خیلی زود به یک کابوس ملی برای میزبان تبدیل کرد. همان مسابقه، هم رکورد کلوزه را ثبت کرد و هم اصطلاح «Mineirazo» را وارد حافظه تاریخی فوتبال کرد.
اگر برزیل ـ آلمان را بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: آن بازی فقط یک نیمهنهایی نبود، بلکه لحظهای بود که کل منطق احساسات جام جهانی زیر و رو شد. تیمی که قرار بود با حمایت تماشاگرانش به فینال برسد، در خانه تحقیر شد و آلمان با اعتمادبهنفسی بیسابقه به بازی نهایی رسید.
آرژانتین؛ تیمی که تا آستانه جام رفت
در سوی دیگر جدول، آرژانتین مسیر متفاوتی داشت. تیم آلخاندرو سابیا بیشتر از آنکه پرگل و نمایشی باشد، منظم، بسته و نتیجهگرا بود. فیفا درباره عملکرد لیونل مسی در آن تورنمنت نوشته که او معمار گل آنخل دیماریا مقابل سوئیس بود، در برد 1 بر 0 برابر بلژیک نقش محوری داشت و سپس آرژانتین بعد از تساوی بدون گل با هلند، در ضربات پنالتی به فینال رسید.
همین مسیر بود که باعث شد مسی در پایان مسابقات توپ طلای جام را بگیرد. هرچند آرژانتین قهرمان نشد، اما رسیدن به فینال پس از 24 سال و حضور مسی در مرکز این روایت، یکی از مهمترین داستانهای احساسی برزیل 2014 بود.
فینال در ماراکانا برگزار شد؛ مسابقهای پرفشار، نزدیک و کمگل که تا وقت اضافه ادامه پیدا کرد. فیفا تأیید میکند که ماریو گوتسه در دقیقه 113 گل پیروزی را زد و همین تکگل، قهرمانی چهارم آلمان را قطعی کرد.
این فینال برخلاف نیمهنهایی دیوانهوار آلمان و برزیل، مسابقهای بستهتر و عصبیتر بود. آرژانتین هم موقعیتهای مهمی داشت و چند بار تا آستانه گل رفت، اما در نهایت آلمان در مهمترین لحظه، بیرحمتر و دقیقتر بود. فیفا در مرور آن بازی از گل گوتسه به عنوان «گل مشهور وقت اضافه» یاد میکند؛ گلی که یک نسل آلمانی را جاودانه کرد.
از نظر تاریخی هم این قهرمانی وزن زیادی داشت. آلمان با این برد به چهارمین جام جهانی خود رسید و نام نسل نویر، لام، شوایناشتایگر، مولر، کروس و گوتسه را در ردیف نسلهای قهرمان فوتبال جهان ثبت کرد.
بهترین بازیکنان و جوایز فردی جام جهانی 2014
در پایان مسابقات، لیونل مسی توپ طلای جام را گرفت، توماس مولر توپ نقرهای را برد و آرین روبن توپ برنز را به دست آورد. جیمز رودریگس کفش طلا را برد، مانوئل نویر دستکش طلایی را گرفت و پل پوگبا به عنوان بهترین بازیکن جوان معرفی شد. فیفا همین فهرست را در صفحه رسمی جوایز بازیکنان 2014 منتشر کرده است.
از میان این جوایز، شاید جالبترین تضاد این بود که قهرمان نهایی آلمان بود، اما توپ طلا به مسی رسید. این انتخاب نشان میداد که جام جهانی 2014 همزمان دو روایت را در خود داشت: موفقیت تیمی کامل آلمان و درخشش فردی بازیکنانی مثل مسی و جیمز رودریگس.
گلها، رکوردها و لحظات ماندگار
جام جهانی 2014 با 171 گل به پایان رسید؛ آماری که فیفا بعدها هم بارها به آن اشاره کرد، چون تا پیش از قطر 2022، رکورد مشترک بیشترین گل در یک دوره جام جهانی بود. این یعنی برزیل 2014 فقط از نظر داستانی جذاب نبود، از نظر خروجی هجومی هم یکی از پرگلترین جامهای تاریخ به شمار میرفت.
گل مسابقات هم به جیمز رودریگس رسید. فیفا بارها تأکید کرده که والی فوقالعاده او مقابل اروگوئه، هم جایزه گل تورنمنت را گرفت و هم بعدها جایزه پوشکاش را به همراه آورد. آن گل یکی از مهمترین نمادهای بصری جام جهانی 2014 شد.
چرا آلمان قهرمان شد؟
آلمان قهرمان شد چون کاملترین تیم تورنمنت بود. آنها هم در گروهی سخت دوام آوردند، هم در مراحل حذفی انعطاف داشتند، هم گلهای زیادی زدند و هم در دو بازی آخر، دو چهره کاملاً متفاوت از خودشان نشان دادند: یکبار 7 گل به برزیل زدند و یکبار با صبر و انضباط، فینال بسته مقابل آرژانتین را بردند. همین توانایی در بردن به دو شکل کاملاً متفاوت، از آلمان یک قهرمان واقعی ساخت.
علاوه بر این، تیم یوآخیم لوو در لحظههای کلیدی بازیکنان تعیینکننده داشت: نویر در دروازه، کروس و شوایناشتایگر در میانه میدان، مولر و کلوزه در خط حمله و گوتسه به عنوان ناجی فینال. فیفا در آمار قهرمانی آلمان هم به این چندلایگی تیمی اشاره میکند؛ اینکه این قهرمانی فقط محصول یک ستاره نبود، بلکه نتیجه یک ساختار کامل بود.
جمعبندی
جام جهانی مردان فیفا 2014 با قهرمانی آلمان به پایان رسید، اما در حافظه فوتبال فقط با یک جام به یاد نمیآید. این تورنمنت هم پایان عصر اسپانیا را داشت، هم اوجگیری جیمز رودریگس، هم صعود تاریخی کاستاریکا، هم مسیر احساسی آرژانتین تا فینال، هم مصدومیت تلخ نیمار، هم رکوردشکنی کلوزه و هم شکست فراموشنشدنی 7 بر 1 برزیل. در نهایت، آلمان با گلی در وقت اضافه و با نسلی درخشان، چهارمین ستارهاش را گرفت و یکی از ماندگارترین دورههای تاریخ جام جهانی را به نام خود ثبت کرد.
نسخه بعدی را میتوانم برای jaamjahani.com به شکل کاملاً سئو شده هم آماده کنم؛ با عنوان سئو، متا دیسکریپشن، اسلاگ و FAQ.
جام جهانی زنان فیفا 2011 با قهرمانی ژاپن به پایان رسید.
دارم نسخه کامل جام جهانی زنان ۲۰۱۱ را از منابع رسمی درمیآورم؛ تمرکز را میگذارم روی قهرمانی تاریخی ژاپن، مسیر این تیم تا فینال، شکست آمریکا در ضربات پنالتی و اتفاقات مهم آلمان ۲۰۱۱.
Thought for 3m 37s
جام جهانی زنان فیفا 2011؛ قهرمانی تاریخی ژاپن و یکی از دراماتیکترین فینالهای تاریخ فوتبال
جام جهانی زنان فیفا 2011 با قهرمانی ژاپن به پایان رسید؛ تورنمنتی که از 26 ژوئن 2011 در آلمان آغاز شد و در 17 ژوئیه با پیروزی ژاپن برابر آمریکا در فینال به پایان رسید. این دوره با حضور 16 تیم برگزار شد و از نظر اثرگذاری هم بسیار مهم بود: حدود 800 هزار نفر در ورزشگاهها حاضر شدند و میانگین تماشاگر هر بازی حدود 26 هزار نفر بود. مهمتر از همه، ژاپن با این قهرمانی به نخستین تیم آسیایی در سطح بزرگسالان تبدیل شد که جام جهانی زنان را فتح میکند.
این قهرمانی فقط یک موفقیت فوتبالی نبود؛ برای ژاپن معنایی فراتر از ورزش داشت. فیفا بعدها بارها به این نکته اشاره کرد که موفقیت نادشیکو ژاپن، چند ماه پس از یک فاجعه ملی بزرگ، به نمادی از تابآوری و همبستگی تبدیل شد و روحیهای تازه به کشور داد. به همین دلیل، وقتی از جام جهانی زنان 2011 حرف میزنیم، فقط درباره یک قهرمان غیرمنتظره صحبت نمیکنیم؛ درباره تیمی حرف میزنیم که در اوج فشار عاطفی و اجتماعی، به یک ملت امید داد.
چرا جام جهانی زنان 2011 اینقدر مهم بود؟
آلمان 2011 یکی از دورههایی بود که مرز میان فوتبال قدرتمند سنتی و فوتبال شگفتیساز را جابهجا کرد. آمریکا و آلمان همچنان قدرتهای اصلی به شمار میرفتند، اما این جام نشان داد که نظم، شخصیت و باور تیمی میتواند تاریخ را عوض کند. ژاپن پیش از این مسابقات هرگز به نیمهنهایی جام جهانی زنان نرسیده بود و حتی فیفا یادآوری کرده که این تیم پیش از آن تورنمنت فقط سه پیروزی در 16 بازی قبلی خود در جام جهانی زنان داشت. همین باعث شد قهرمانی آنها یکی از غیرمنتظرهترین قهرمانیهای تاریخ این رقابتها لقب بگیرد.
از طرف دیگر، این جام برای فوتبال زنان اروپا هم مهم بود. فرانسه برای نخستین بار تا نیمهنهایی بالا آمد و آلمان میزبان و مدافع عنوان، تا پیش از بازی با ژاپن همچنان یکی از اصلیترین مدعیان قهرمانی بود. به این ترتیب، جام جهانی زنان 2011 فقط به خاطر فینال مشهورش بزرگ نشد؛ از مرحله گروهی تا بازی آخر، پر از جابهجایی در سلسلهمراتب قدرت بود.
مرحله گروهی؛ ژاپن از همان ابتدا بوی قهرمانی نمیداد
یکی از جذابیتهای داستان ژاپن این است که این تیم از همان روز اول شبیه یک قهرمان بیرقیب نبود. در آخرین بازی مرحله گروهی، ژاپن 2 بر 0 به انگلیس باخت؛ نتیجهای که نشان میداد نادشیکو تیم خوبی است، اما هنوز در ذهن بسیاری، مدعی اول نیست. همان روز، نتایج گروهها باعث شد مسیر یکچهارم نهایی شکل بگیرد و بازی آلمان و ژاپن قطعی شود؛ مسابقهای که بعداً سرنوشت کل تورنمنت را تغییر داد.
در آن مقطع، خیلیها بیشتر روی قدرتهای سنتی تمرکز داشتند. آمریکا هنوز از نظر کیفیت فردی و سابقه، تیمی بسیار پرنفوذ بود. آلمان هم میزبان و قهرمان دو دوره قبلی بود و از حمایت کامل ورزشگاهها بهره میبرد. در چنین فضایی، ژاپن بیشتر به عنوان تیمی منظم و سختکوش دیده میشد، نه تیمی که قرار است قهرمان جهان شود. همین شکاف میان انتظار و واقعیت، بعدها قهرمانی آنها را حتی بزرگتر کرد.
یکچهارم نهایی؛ جایی که ژاپن میزبان و مدافع عنوان را حذف کرد
نقطه عطف اصلی تورنمنت برای ژاپن در یکچهارم نهایی رقم خورد؛ جایی که این تیم برابر آلمان قرار گرفت. آلمان نهتنها میزبان بود، بلکه مدافع عنوان هم بود و با فشار تماشاگران، تجربه بالا و کیفیت فردی بیشتر، شانس اول صعود به حساب میآمد. اما بازی پس از 90 دقیقه بدون گل به وقت اضافه رفت و کارینا مارویاما در وقت اضافه گل زد تا ژاپن یکی از بزرگترین شگفتیهای تورنمنت را خلق کند. فیفا بعداً این گل را همان ضربهای دانست که آلمان را حذف کرد و ژاپن را در مسیر فتح جام قرار داد.
اهمیت این پیروزی فقط در حذف آلمان نبود. این همان لحظهای بود که نگاه جهان فوتبال به ژاپن عوض شد. دیگر کسی نمیتوانست نادشیکو را صرفاً تیمی منظم یا احساسی بداند. تیم ژاپن حالا قهرمان میزبان را کنار زده بود و این یعنی برای رفتن تا آخرین بازی، هم کیفیت فنی دارد و هم شجاعت ذهنی. بعدها فیفا در بازخوانی این مسیر نوشت که ژاپن با شکست آلمان، سپس سوئد و در نهایت آمریکا، یک مسیر واقعاً تاریخی را کامل کرد.
نیمهنهایی؛ ژاپن با اقتدار از سوئد گذشت
اگر برد برابر آلمان شگفتی بزرگ ژاپن بود، پیروزی 3 بر 1 مقابل سوئد در نیمهنهایی، اثبات قدرت واقعی این تیم بود. فیفا در مرورهای بعدی بارها به این نتیجه اشاره کرده و تأکید داشته که ژاپن بعد از حذف آلمان، با یک برد قاطع دیگر وارد فینال شد. این یعنی نادشیکو فقط با یک شوک یا یک بازی خاص بالا نیامد؛ آنها در نیمهنهایی هم نشان دادند تیمی کامل، آرام و آماده برای بازیهای بزرگ هستند.
این برد از یک جهت دیگر هم مهم بود: ژاپن برای نخستین بار به فینال جام جهانی زنان رسید. تا پیش از آن، سقف تاریخی این تیم پایینتر بود و حتی رسیدن به جمع چهار تیم آخر هم یک دستاورد تازه محسوب میشد. حالا اما نادشیکو فقط فینالیست نشده بود؛ فینالیست شده بود بعد از حذف میزبان و مدافع عنوان و سپس برد روشن در نیمهنهایی. این دیگر داستان یک شگفتی لحظهای نبود؛ داستان یک تیم بالغ بود که داشت خودش را به دنیا تحمیل میکرد.
مسیر آمریکا؛ از یکی از بزرگترین بازیهای تاریخ تا فینال
در آن سوی جدول، آمریکا مسیر خودش را با درام کمتر از ژاپن طی نکرد. مهمترین بازی آمریکا در یکچهارم نهایی برابر برزیل بود؛ مسابقهای که هنوز هم یکی از بازیهای کلاسیک تاریخ جام جهانی زنان به حساب میآید. فیفا در بازخوانی آن مسابقه نوشته که ابی ومبک در دقیقه 120+2 با یک ضربه سر تماشایی بازی را 2-2 کرد و آمریکا را به ضربات پنالتی رساند؛ جایی که تیم آمریکا 5 بر 3 برنده شد. همین گل بعدها در نظرسنجی 2015 به عنوان بهترین گل تاریخ جام جهانی زنان انتخاب شد.
بعد از آن، آمریکا در نیمهنهایی فرانسه را 3 بر 1 شکست داد و به فینال رسید. برای فرانسه، همین رسیدن به نیمهنهایی تاریخی بود، اما آمریکا هنوز تیمی بود که در لحظههای بزرگ بازیکنان تعیینکننده بیشتری داشت. به این ترتیب، فینال 2011 به یک تقابل بسیار بزرگ تبدیل شد: آمریکا با تجربه و ستارههای بزرگش در برابر ژاپنی که با شگفتی، شخصیت و انضباط تا بازی آخر رسیده بود.
فینال؛ یکی از بهترین و احساسیترین فینالهای تاریخ فوتبال زنان
فینال در فرانکفورت برگزار شد و هنوز هم یکی از دراماتیکترین فینالهای تاریخ جام جهانی زنان به شمار میآید. آمریکا دو بار از ژاپن پیش افتاد، اما ژاپن هر دو بار برگشت. فیفا در مرور رسمی این بازی نوشته که ژاپن با وجود عقب افتادن در دو نوبت، در نهایت با اعصاب آرامتر در ضربات پنالتی پیروز شد و نخستین عنوان جهانی خود را گرفت. نتیجه بازی پس از 120 دقیقه 2 بر 2 بود و ژاپن در ضربات پنالتی 3 بر 1 برنده شد.
الکس مورگان با کمی بیش از 20 دقیقه مانده به پایان وقت قانونی، آمریکا را پیش انداخت. سپس آیا میاما بازی را مساوی کرد و فینال را وارد مرحلهای تازه از تنش و هیجان کرد. در وقت اضافه، ابی ومبک دوباره آمریکا را جلو انداخت، اما این بار هم ژاپن تسلیم نشد و هوماره ساوا در دقیقه 117 با یک ضربه پاشنه تماشایی بازی را دوباره مساوی کرد؛ گلی که به گفته فیفا هم زیبا بود و هم سرنوشتساز، چون بازی را به ضربات پنالتی برد.
سپس نوبت به ضربات پنالتی رسید؛ جایی که همهچیز به سود ژاپن چرخید. فیفا یادآوری کرده که آمریکا سه پنالتی اولش را از دست داد؛ آیومی کایهوری دو مهار مهم داشت و ساکی کومگای با یک ضربه قاطع، پنالتی قهرمانی را تبدیل به گل کرد. همین لحظه بود که ژاپن قهرمان جهان شد و یکی از ماندگارترین صحنههای تاریخ فوتبال زنان ساخته شد.
هوماره ساوا؛ چهره اصلی جام جهانی زنان 2011
اگر بخواهیم فقط یک بازیکن را به عنوان نماد آلمان 2011 انتخاب کنیم، بدون تردید باید از هوماره ساوا نام ببریم. فیفا تأکید کرده که او با پنج گل، هم کفش طلای مسابقات را برد و هم توپ طلای بهترین بازیکن تورنمنت را گرفت. در واقع، ساوا نهتنها کاپیتان ژاپن بود، بلکه از نظر فنی و ذهنی هم مرکز ثقل این تیم به شمار میرفت. گل دقیقه 117 او در فینال هم به یکی از نمادهای جاودانه جام جهانی زنان تبدیل شد.
در بازخوانیهای بعدی، فیفا بارها نوشته که ساوا در مسیر قهرمانی ژاپن نقشی بیبدیل داشت. او فقط گلزن نبود؛ رهبر، آرامکننده و نقطه اتکای تیم بود. اینکه یک کاپیتان، هم بهترین بازیکن مسابقات شود و هم کفش طلا را بگیرد، بهخوبی توضیح میدهد چرا جام جهانی زنان 2011 اینقدر با نام هوماره ساوا گره خورده است.
جوایز فردی و افتخارات مهم تورنمنت
در پایان مسابقات، هوماره ساوا توپ طلایی و کفش طلای تورنمنت را گرفت و هوپ سولو از آمریکا هم برنده دستکش طلایی شد. فیفا همچنین بعدها یادآوری کرد که ژاپن پس از این قهرمانی، در مراسم توپ طلای سال 2011 هم موفقیت بزرگی داشت: ساوا به عنوان بهترین بازیکن سال فوتبال زنان انتخاب شد، نوریو ساساکی بهترین مربی شد و ژاپن جایزه فیرپلی را هم گرفت. این نشان میدهد قهرمانی ژاپن فقط یک انفجار کوتاهمدت نبود؛ اثری عمیق و جهانی داشت.
در سوی دیگر، آمریکا با وجود شکست در فینال، چهرههای بزرگی مثل ابی ومبک و هوپ سولو را در قلب داستان داشت. ومبک بعدها توپ نقرهای مسابقات را گرفت و گلش به برزیل برای همیشه در حافظه فوتبال باقی ماند. این یکی از ویژگیهای آلمان 2011 بود: تورنمنتی که حتی بازندههای بزرگش هم لحظههای فراموشنشدنی ساختند.
چرا ژاپن قهرمان شد؟
ژاپن قهرمان شد چون در مهمترین لحظهها آرامتر از همه بود. این تیم شاید از نظر فیزیکی یا شهرت فردی، در حد آمریکا و آلمان دیده نمیشد، اما در طول تورنمنت چیزی داشت که کمتر تیمی به آن سطح رسانده بود: وضوح ذهنی. در برابر آلمان، تحت فشار نترسید. در برابر سوئد، با اعتمادبهنفس بازی کرد. و در فینال، دو بار از عقب برگشت. این کیفیت روانی، بهویژه در جامهای جهانی، گاهی از هر چیز دیگری مهمتر است.
همچنین ژاپن تیمی بود که کاملاً جمعی بازی میکرد. ستاره اصلیاش ساوا بود، اما قهرمانی فقط کار او نبود. آیا میاما گل بازگشت را زد، مارویاما در برابر آلمان مسیر تاریخ را عوض کرد، کایهوری در ضربات پنالتی تعیینکننده بود و کومگای ضربه نهایی را زد. وقتی یک تیم در هر مرحله یک قهرمان تازه رو میکند، یعنی فقط متکی به یک نام نیست؛ یعنی ساختار واقعی قهرمانی دارد.
میراث واقعی جام جهانی زنان 2011
میراث آلمان 2011 فقط این نیست که ژاپن قهرمان شد. این تورنمنت در رشد فوتبال زنان هم نقش بزرگی داشت. فیفا یک سال بعد گزارش داد که آلمان 2011 با 800 هزار تماشاگر، 17 میلیون بیننده تلویزیونی فقط برای بازی آلمان و ژاپن در آلمان، و حضور حدود 3 هزار خبرنگار، اثری فراتر از خود مسابقات گذاشت. فیفا همچنین نوشت که پس از قهرمانی ژاپن، علاقه به فوتبال زنان در این کشور بهطور محسوسی افزایش یافت و مسابقات باشگاهی زنان هم توجه بیشتری گرفتند.
به همین دلیل، جام جهانی زنان 2011 را باید یکی از مهمترین دورههای تاریخ این مسابقات دانست. این دوره فقط یک فینال جذاب نداشت؛ یک قهرمان متفاوت ساخت، یک ملت را تحت تأثیر قرار داد، به فوتبال زنان آسیایی اعتباری تازه بخشید و یکی از آن داستانهایی را ساخت که سالها بعد هنوز هم دربارهاش حرف زده میشود. ژاپن در آلمان 2011 فقط جام نبرد؛ معنای تازهای به واژه قهرمانی داد
آمار 2011
برنده
ژاپن
مجموع گلها
86
تماشاگران
نامشخص
میزبان
Germany
ورزشگاههای میزبان
9
مسابقات بهپایانرسیده
32